close
چت روم

داستان زیبای مادر دروغگو...

قالب گراف - مرجع قالب و گرافيک بلاگ ديزاين - سامانه طراحي سايت تبليغات تبليغات
  • نويسنده :
  • یکشنبه 29 آذر 1394 ساعت: 13:56
  • بازديد: 705


  • پسر هشت ساله‌ای مادرش فوت کرد و پدرش با زن دیگری ازدواج کرد. یک روز پدرش از او پرسید: «پسرم به نظرت فرق بین مادر اولی و مادر جدید چیست؟»
    پسر با معصومیت جواب داد: «مادر اولی‌ام دروغگو بود اما مادر جدیدم راستگو است.»
    پدر با تعجب پرسید: «چطور؟»
    پسر گفت: «قبلاً هر وقت من با شیطنت هایم مادرم را اذیت می‌کرم، مادرم می‌گفت اگر اذیتش کنم از غذا خبری نیست اما من به شیطنت ادامه می‌دادم. با این حال، وقت غذا مرا صدا می‌کرد و به من غذا می‌داد. ولی حالا هر وقت شیطنت کنم مادر جدیدم می‌گوید اگر از اذیت کردن دست برندارم به من غذا نمی‌دهد و الان دو روز است که من گرسنه‌ام.»

    بسلامتی تمام مادران دروغگو ...

     

    http://rozup.ir/view/1064864/500x791_1446064479192258.jpg

    مطالب مرتبط
    بخش نظرات اين مطلب

    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی